تبليغاتX
دختر شیرازی

 
تاريخ : یکشنبه بیستم شهریور 1390

بود آیا که دگر باز به شیراز رسم

بار دیگر به مراد دل خود باز رسم

هست راز ازلی در دل شیراز نهان

خرم آنروز که کس بر سر آن راز رسد

بر سر مرقد سعدی که مقام سعداست

بسته دست ادب و جبهه قدمساز رسم

همت از تربت حافظ طلبم وز مددش

مست و مستانه به خلوتگه اعزاز رسم


                                                                                      ملک الشعرا بهار




ارسال توسط درنا
 
تاريخ : سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391
هرروز و هروز دارم میبینم تعداد کسایی که به فرهنگ و تمدن و تاریخ کشورشون اهمیت نمیدن بیشتر و بیشتر میشه(بیشتر بین هم سن و سالام)...تو مدرسه ها این رو بین بچه ها خوب میشه احساس کرد...اگه هم حرفی درمورد تاریخ و تمدن کشورت بزنی...یا حرفت رو مسخره میکنن یا فکر میکنن همش خیالاته...بابا یکم بیشتر اهمیت بدین...ما خودمون هستیم که داریم فرهنگ و تاریخمون رو دروغین میشماریم و اونو از یاد میبریم.....نذارین در حدی فراموش بشه که نسل های آینده ندونن ما فرهنگ 2500-3000 ساله داریم.



اگر ایران به جز ویران‌سرا نیست             من این ویران‌سرا را دوست دارم.
اگر تاریخ  ما افسانه‌رنگ است                من این افسانه‌ها را دوست دارم.
نوای  نای ما گر جان‌گداز است               من این نای و نوا را دوست دارم.
اگر آب و هوایش دل‌نشین نیست            من این آب و هوا را دوست دارم.
به شوق خار صحراهای خشکش            من این فرسوده‌پا را دوست دارم.
من این دل‌کش زمین را خواهم از جان      من این روشن‌سما را دوست دارم.
اگر بر من ز ایرانی رود زور،                       من این زورآزما را دوست دارم.
اگر آلوده ‌دامانید، اگر پاک                      من ای مردم، شما را دوست دارم.



ارسال توسط درنا
 
تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391
فردا آخرین روزیه که همه بچه ها باهم تو یه کلاسیم...نه میتونم بگم زود گذشت نه دیر...حس عجیبیه...فکر کنم فردا یه فیلم هندیه حسابی داشته باشیم......بالاخره راهنمایی هم تموم شد.....دبیرستان منتظر باش تا من بیام!!!!!!


اما راهنمایی سال دومش برام خیلی بد و دیر گذشت....امسال هم بد نبود.....اصلا باهم اتحاد نداشتیم اما کلاس شلوغ و باحالی بودیم....اگه چندتا از بچه ها نبودن باز خیلی بهتر بود....حداقل غر غر های بچگونه بعضی از بچه های لوس رو نداشتیم...



در هر صورت خوب بود....هر چی باشه روزی 8 ساعت باهم بودیم.....به هم عادت کرده بودیم....




ارسال توسط درنا
 
تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391


بسی رنج بردم بدین سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی

پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند

بناهای آباد گردد خراب
ز باران و از تابش آفتاب



ارسال توسط درنا
 
تاريخ : شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391

روز مادر و زادروز حضرت فاطمه(س) خجسته باد



مادرم ای بهتر از فصل بهار

مادرم روشن تر از هر چشمه سار

مادرم ای عطر ناب زندگی

مادرم ای شعله ی بخشندگی

مادرم ای حوری هفت آسمان

مادرم ای نام خوب و جاودان

مادرم ای حس خوب عاشقی

مادرم خوشتر ز عطر رازقی

مادرم ای مایه ی آرامشم

مادرم ای واژه ی آسایشم

مادرم ای جاودان در قلب من

مادرم ای صاحب این جسم و تن

مادرم می خواهمت تا فصل دور

مادرم پاینده باشی پر غرور

مادرم روزت مبارک ناز من

مادرم تنها تویی آواز من



ارسال توسط درنا
 
تاريخ : چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391
فکر کنم همه شعر روباه و زاغ رو یادشون باشه....




حالا مدل شیرازیش!!!!




ارسال توسط درنا
 
تاريخ : شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391
میخوام درمورد هفته و روز شیراز بنویسم تا متوجه بشین چرا بهش میگن هفته شیراز

با تصویب شورای شهر شیراز روز میانی بهار، ۱۵ اردیبهشت به نام روز شیراز نامگذاری شده است.به همین مناسبت، همه ساله برنامه‌های ویژه ای از طرف شهرداری شیراز در این روز برگزار می گردد.اردیبهشت ماه بهشت شیراز است و در این ماه در همه جای شهر عطر بهار نارنج احساس میشود.
شیراز همیشه شیفته‌کننده بوده است و خواهد بود، شهری که اگرچه گرد و غبار زمان بر آن سنگینی می‌کند، اما شکوهی از روزگارانی دور را با خود همراه دارد، شکوهی که هنوز می‌توان به آن نگاه انداخت و در درون آن، تمام تاریخ تمدن ایرانیان را دید. روز شیراز، روز بهره‌گیری و شناخت بیش‌تر ارزش‌های فرهنگی و معنوی این شهر است که شیراز خال رخ هفت کشور است.
 
 

عکس بالا قبل از به پرواز درآمدن 12 بالون هوای داغ در ورزشگاه حافظیه و ورزشگاه دانشگاه علوم پزشکی به مناسبت هفته ی شیراز با حضور شهروندان شیرازی گرفته شده است.

منبع:ویکیپدیا


ارسال توسط درنا
 
تاريخ : جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391
بچه ها ببخشید دیر به دیر به روز میشم...این روزا هم کلی درس داریم هم اعصابم از دست خیلی چیزا خرده.



ارسال توسط درنا
 
تاريخ : سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391
هفته ی شیراز رو به همه ی همشهریای دوست داشتنیم و همه ی دوستداران شیراز شاد باش میگم.



 

«خوشا شیراز و وضع بی مثالش// خداوندا نگهدار از زوالش// ز رکن‌آباد ما صد لوحش‌الله// که عمر خضر می‌بخشد زلالش// میان جعفرآباد و مصلی// عبیرآمیز می‌آید شمالش// به شیراز آی و فیض روح قدسی// بجوی از مردم صاحب‌کمالش»

حافظ

 

«هرکه بیند همچو من شیراز را فصل بهار// می‌زند بی‌شک از این‌جا پشت پا بر هر دیار// آن بهشت جاودان شیراز می‌باشد که باد// مشک تر می‌آورد با خود ز هرسو بار بار// در لطافت، در طراوت، در صفا، در تازگی// بر سر گیتی بود شیراز تاج افتخار// راحت جانست الحق این هوای روح بخش// سرو شیراز است بی‌شک قامت دلجوی یار»

فریدون مشیری

 

«خوشا سپیده‌دمی باشد آن که بینم باز// رسیده بر سر الله و اکبر شیراز// بدیده بار دگر آن بهشت روی زمین// که بار ایمنی آرد نه جور قحط و نیاز// به حق کعبه و آن کس که کرد کعبه بنا// که دار مردم شیراز در تجمل و ناز// که سعدی از حق شیراز روز و شب می گفت// که شهرها همه بازند و شهر ما شهباز»

سعدی



ارسال توسط درنا
 
تاريخ : جمعه هشتم اردیبهشت 1391
مادر بزرگ ها و پدر بزرگ ها فرشته های آسمونی خیلی مهربونی هستن...قدرشون رو بدونین...ایکاش ما انسان ها یاد میگرفیتم که قبل از این که چیزی رو از دست بدیم قدرش رو بدونیم...واقعا خیلیامون زمانی قدر اونا رو میدونیم که یا بیمارن و یا هرچیز بدی براشون اتفاق افتاده.



ارسال توسط درنا
 
تاريخ : سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391
درود بر همگی
امروز میخوام یکم درمورد بچه ها بگم...پاک ترین موجودات زمین که بدون هیچ بدیی به دنیا میان و آدما یا اونا رو با همون پاکی بزرگ میکنن یا با خشم و پرخاش گری روحیه لطیف اونا رو از بین میبرن...بزرگترا یکم بیشتر به بچه های پاکتون برسین...نذارین چند سال بعد که بزرگ شدن مردم بگن این آدم از همون درون و ذاتش بده...هیچ کس بد به دنیا نیومده...با بی مهری و تبعیض بین دختر یا پسر بودن اونا رو نرنجونین...نذارین یه دختر وقتی بزرگ شد بگه ایکاش من پسر بودم . یا برعکس...کاری کنین که خودشون و کسی که هستن و باور داشته باشن...دلشکستشون نکنین..هر روز بیشتر و بیشتر بهشون مهرورزی کنین...وقتی ناراحتن غم خوارشون باشین و بهشون سرکوفت نزنین...درسته که بعضی وقتا سرکوفت زدن هم لازمه وقتی از قبل بهشون گفتین این کار بده اما پس از اون اونا رو دوباره تو آغوش گرمتون بگیرین و راهنماییشون کنین...با بچه هاتون دوست باشین و انقد بهشون شک نکنین...مراقبشون باشین اما شکاک نباشین...یادتون باشه که حساسیت رو یه موضوعی بدتر اونا رو حساس تر میکنه و یا شاید با وجود این حساسیت شما که میدونن این کار بده به طرف همون کار بد برن...این چیزایی رو که مینویسم دارم تو اطرافیانم و هم سن و سالای خودم میبنم...بعضیاشون هر روز از دست این جور چیزا رنجیده میشن... باید این رو بدونین که واسه نوجوونا مهم ترین چیز اعتماده...وفتی حرفاشون رو باور نمیکنین و مسخرشون میکنین نمیدونین که چه قدر اونا ناراحت میشن...دلیل این چیزا چیه؟؟

-
تو بچه ای نمیدونی.
-
من حرف تو بچه رو باید باور کنم؟

-
من با این همه سنم دیگه نمیدونم؟
-
من با این همه تجربه که دارم یعنی اینو نمیدونم؟
-
من این رو هیچ جایی نخوندم و نشنیدم پس درست نیست.

خودتون یکم فکر کنین که این جوابا منطقیه؟؟مثلا یه بچه به باباش یا مامانش میگه که آذربایجان تو آسیاست ما تو جغرافی خودیم...باباش میگه الا بلا که تو اروپاست و قبول نمیکنه که اون 20 سال پیش کتاب جغرافی رو بسته و گذاشته کنار(بعد میگه من با این سن و سال و تجربم دیگه نمیدونم؟) اما بچش همین دیروز امتحان داده ولی تا خود کتاب رو نبینه باورش نمیشه...باز با این وجود به رو خودش نمیاره که اشتباه کرده...چرا انقدر نسبت به دانسته های بچه ها بی تفاوتین؟؟؟چرا حرفاشون رو باور ندارین؟؟یه ذره اعتماد فقط...انقدر فکر نکنین یا دارن دروغ میگن و یا نمیفهمن چی دارن میگن...باعث نشبن که وقتی بزرگ شدن خودشون رو گم کنن...حتی خودشون هم خودشون رو باور نکنن...باور کنین که اهمیت دادن به این چیزا مسخره نیست و اگه به بچه هاتون بیشتر اهمیت بدین اونا لوس نمیشن...لوس کردن بچه با اهمیت دادن به اون خیلی تفاوت داره...نگین اونا باید از پس مشکلاتشون از همون اول بر بیان...هر چیزی یه موقعی داره گاهی اوقات باید با نوازش کردن اون کمک کنین که جلوی مشکلاتش بایسته...تا وقتی بزرگ شد رو پای خودش وایسه...کی گفته بچه های کوچیک غم و غصه ندارن؟؟کی گفتن راحت راحتن...حتی یه بچه ی یه ساله هم بخاطر دور شدنش از عروسکش دلگیره و غم بزرگی تو وجودشه پس چه جوری یه نوجوون غصه ای نداره؟؟یکم بیشتر با بچه هاتون باشین و بذارین باهاتون درد دل کنن...بهشون گوش زد کنین که عقلانی رفتار کنن نه احساسی...این توجه کردن بچه رو واسه آیندش قوی میکنه...هر چیزی یک اندازه ای داره درسته توجه بیش از اندازه هم نوجوون رو اذیت میکنه و هم وابستش میکنه...زمانی که میبینین اون لحظه اومده پیشتون و میخواد که بهش توجه کنین بهش بکنین...راهنماییش کنین و اون رو هیچ وقت از خودتون نا امید نکنین
.





ارسال توسط درنا
 
تاريخ : جمعه یکم اردیبهشت 1391

بنی آدم اعضای یک پیکرند


که در آفرینش ز یک گوهرند


چو عضوی به درد آورد روزگار


دگر عضوها را نماند قرار


تو کز محنت دیگران بی غمی


نشاید که نامت نهند آدمی



ارسال توسط درنا
 
تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391


پچه ها یه سری دگرگونی ها تو لینک ها ایجاد کردم اگه دیدین نیستین ناراحت نشین



ارسال توسط درنا
 
تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391



ارسال توسط درنا
 
تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391

 

 برگزاری برخی از این جشن ها هنوز هم پابرجاست

 

فروردین
۱ فروردین جشن نوروز/جشن سال نو
۲ فروردین عيدنوروز
۳ فروردین عيدنوروز
۴ فروردین عيدنوروز
۶ فروردین روز اميد،روزشادباش نويسي
۱۰ فروردین جشن آبانگاه
۱۳ فروردین جشن سيزده بدر
۱۷ فروردین سروش روز،جشن سروشگان
۱۹ فروردین فروردين روز،جشن فروردينگان

اردیبهشت / اَش وَ هیشت
۱۰ اردیبهشت جشن چهلم نوروز
۱۵ اردیبهشت جشن ميانه بهار/جشن بهاربد

خرداد / هئوروتات
۶ خرداد خرداد روز،جشن خردادگان
۱۳ خرداد تير روز،جشن تيرگان

تیر / تیشتریه
۱ تیر جشن آب پاشونك،جشن آغاز تابستان
۱۵ تیر جشن خام خواري

امرداد / امرتات
۷ مرداد مرداد روز،جشن مردادگان
۱۰ مرداد جشن چله تابستان

شهریور/ خشثرَوئیریه
۴ شهریور زادروز داراب (كوروش)
۴ شهریور شهريور روز،جشن شهريورگان

مهر/ میثرَ
۱۶ مهر مهر روز،جشن مهرگان
۲۱ مهر جشن پيروزي كاوه و فريدون

آبان
۱۰ آبان آبان روز، جشن آبانگان
۱۵ آبان جشن ميانه پاييز

آذر
۱ آذر آذر جشن
۹ آذر آذر روز، جشن آذرگان
۳۰ آذر جشن شب يلدا

دی
۱ دی روز میلاد خورشید؛ جشن خرم روز، نخستین جشن دیگان
۸ دی دی به آذر روز، دومین جشن دیگان
۱۵ دی دی به مهر روز، سومین جشن دیگان
۲۳ دی دی به دین روز، چهارمین جشن دیگان

بهمن / وهومنه
۲ بهمن بهمن روز، جشن بهمنگان
۵ بهمن جشن نوسره
۱۵ بهمن جشن ميانه زمستان
۲۹ بهمن جشن سپندارمذگان، روز عشق

اسفند / سپنته ارمتی
۵ اسفند جشن اسفندگان

 



ارسال توسط درنا
 
تاريخ : جمعه هجدهم فروردین 1391



ارسال توسط درنا
 
تاريخ : سه شنبه پانزدهم فروردین 1391

جهان سر به سر  زیر  دست ِ منست

هنر   نزد  ایرانیان  است و  بـــس

ندادند   شـیر    ژیان     را    بکــس

همه   یکدلانند   یـزدان   شناس

بـه   نیکـی  ندارنـد  از  بـد   هـراس

دریغ است ایـران که ویـران شــود

کنام     پلنگان   و  شیران    شــود

چـو ایـران نباشد  تن  من مـبـاد

در این بوم و بر زنده یک تن مباد

همـه روی  یکسر  بجـنگ  آوریــم

جــهان بر   بـداندیـش   تنـگ آوریم

همه سربسر تن به کشتن دهیم

بـه از آنکه  کشـور به دشمن دهـیم

چنین  گفت  موبد   که مرد   بنام

بـه از زنـده  دشمـن بر او  شاد  کام

اگر  کُشــت  خواهــد  تو را روزگــار

چــه  نیکــو تر  از  مـرگ  در کـــار زار

 

                                                          فردوسی



ارسال توسط درنا
 
تاريخ : یکشنبه سیزدهم فروردین 1391

13 همه به در



ارسال توسط درنا
 
تاريخ : جمعه یازدهم فروردین 1391
 

درود بر همگی خوبین؟؟؟چیکارا میکنین؟؟خوش میگذره؟؟دارین واسه ۱۳ به در آماده میشین؟؟من پس از مدت ها انتظار برگشتم جاتون خالی...شیراز عااااااااالی بود...هواش،خود شهر،خیابوناش...همه چیزش عالی بود...جاتون خالی تا دلتون بخواد فالوده خوردیم راستی ممکنه هر از گاهی تو نوشتم  لهجه شیرازیم یهو رو بشه هاااا

خوب میخواین بریم سراغ عکسا و تعریف کردنی هاااا؟؟؟باشه...میریم...

۲۸ اسفند راه افتادیم و شب رو تهران خوابیدیم...فرداییش راه اوفتادیم به سمت پاسارگاد...راسش رو بخواین که خیلی خسته شدم اما ارزشش رو داشت...شب ساعت ۷ رسیدیم اونجا...شب رو هم اونجا خوابیدیم و فرداییش صبح زود پاشدیم

رفتیم آرامگاه کوروش .اونجا همه مردم اومده بودن و جشن گرفتن ، سفره هفت سین انداختن ، سرود خوندن،اونجا قرار بود که موسیقی زنده و برنامه ویژه باشه که متاسفانه گروه آماده نبودن که بهم خورد...اما خوب باز با این وجود خیلی خوش گذشت  

سفره هفت سین های خوشگل زیاد بود اما من این رو از همه بیشتر دوست داشتم


وقتی که جشن تموم شد و سال تحویل شد،رفتیم به سمت شیراز  اینم از شهر زیبای خودم...

خوشا شیراز و وضع بی مثالش

روز نخست هیچ جا نرفتیم و استراحت کردیم اما روز دوم از صبح زود بلند شدیم نخست رفتیم باغ ارم پس از اون حافظیه و بعد سعدیه...

 

شب هم رفتیم آرامگاه خواجو کرمانی...جاتون خالی اونجا یه آقوی هنرمندی هم بود که میخوند و دوسش هم دف میزد...سروده های استاد شجریان رو میخوند،غزل های حافظ...خیلی شب خوبی بود به همه خوش گذشت...اگه بدونین چه قد مسافر اومده بود!!غلغله بود...جا داره از پلیس های زحمت کش شهر هم سپاسگذاری کنم...بیچاره ها خیییییییلی خسته شدن...

خوب روز بعد هم رفتیم بازار وکیل و حمام و مسجد وکیل و بعد هم ارگ کریمخان...شبش هم رفتیم طرفای فلکه ستاد و قصر دشت و خیابون عفیف آباد...

روز بعد چون پدر خسته بود موندیم خونه و استراحت کردیم...بعدش شنبه رفتیم تخت جمشید یا همون شهر پارسه...اطلاعات تاریخی که اونجا به دست آوردم رو حالو رو نمیکنم...میذارم واسه نوشته های بعدی...نقش رجب و نقش رستم هم رفتیم که عکسای اونو بعدا میذارم...شهر استخر هم رفتیم که هیچی نداشت و فقط یه تپه ازش مونده بود با یه ستون...

یکشنبه هم رفتیم طرفای خونه خاله مامانم و از نارنج و ترنج یه فالوده ی خوش مزه اسدیم (گرفیتم) و رفتیم طرفای چهار راه سینما سعدی قدم زدیم...

دوشنبه هم رفتیم باغ عفیف آباد و کم کم واسه برگشتن آماده شدیم...

خوب دیگه اینم از داستان سفر من..کوتاه و مفید...خدانگهدار



ارسال توسط درنا
 
تاريخ : سه شنبه هشتم فروردین 1391

عناصر مختلف طبیعت در سفره هفت سین:

آیینه:

آسمان

شمع:

آتش

سیب:

زمین

سبزه:

گیاهان

تخم مرغ رنگی:

انسان ها

ماهی:

حیوانات



ارسال توسط درنا
 
تاريخ : شنبه پنجم فروردین 1391

مسخره ترین سوالی که میشه از یکی پرسید:
-
میتونم بهت اعتماد کنم ؟!
در تاریخ حتی یک مورد هم نوشته نشده که کسی در پاسخ گفته باشد : نه من صلاحیت ندارم و آدم امانت داری نیستم!
این را باید بفهمید نه اینکه بپرسید!!!

 

يارو لب دریا نشسته بود ,هی می گفت ماشالا ماشالا، ازش پرسیدن چرا هی میگی ماشالا ؟
میگه : پسرم نیم ساعت رفته زیرآب هنوز بالا نیامده !
 

من هیچوقت نفهمیدم چرا آدما زیرِ پتو احساس امنیت میکنن...

حالا گیریم یه قاتل اومد توی اتاق خواب بعد حتما ً

میگه :

الان اومــــــدم بکــــشمـــــــِــــت... اَه لعنتی پتو داره نمیشه!



ارسال توسط درنا
 
تاريخ : پنجشنبه سوم فروردین 1391

بهانه های شیرازی:

حالو روز شنبه ای
حالو اول صبحی
حالو سر ظهری
حالو آخر شبی
حالو روز تعطیلی
حالو تو ای گرموو
حالو تو ای سرموو
حالو ولش کن
حالو بیزو برا،بعد

عشق شيرازی

دلوم ميخادبرم بالوی يی كوه بلندی ازته دلوم باتموم وجودوم باصدوی بلند جاربزنم دوست دارم ولی حوصلم نمشه

ضرب المثل شیرازی ها

کاری رو که میتونی فردا انجام بدی،حتما پس فردا هم میتونی.

ممد بیو این کاغذو آتیش یزن از زیر پام رد کن!

 (یک شیرازی در هنگام چهارشنبه سوری)



ارسال توسط درنا
 
تاريخ : سه شنبه یکم فروردین 1391

آغاز سال نو رو به همتون شاد باش میگم.امیدوارم امسال یه سال پر از شادی مهر و دوستی و زندگی خوب برای خودتون و خونوادتون باشه.ایشالا همتون به آرزو هاتو برسین و موفق باشین...بد نیست گهگاهی یه یادی از بیمار ها هم بکنیم پس خدا جون شفاشون بده...

خوب دیگه آرزو بسه

احتمالا اکنون (حالا) که شما تو وب هستین و میخواین هر چه زودتر به سراغ جشن برین من شیرازم و دارم درودتون رو به حافظ و سعدی میرسونم..دیگه خیلی منتظرتون نمیذارم...

.


.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

ورود به این عید سعید باستانی بنا به دلایل فنی برای شما مسدود می باشد . لطفا اصرار نفرمایید!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

خوب بابا دلم سوخت برین ادامه مطلب!



ادامه مطلب...
ارسال توسط درنا
 
تاريخ : دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390

 

امروز ۲ نفر از من آدرس و شماره تلفن تو رو گرفتن که بیان پیشت
منم دادم. سال دیگه می یان سراغت
یکیشون خوشبختی بود
اون یکی هم موفقیت.

 

چند سال و چند عید باید از عمر تو بگذره تا آدم بشی !؟

یک سال از عمرت گذشت، ولی باز تو همونی که بودی !

فرشته دوست داشتنی بهارت مبارک !

  

به علت نبودن چرت و پرت از هم اکنون سال نو را به شما تبریک عرض مینماییم..
.
.
.
.
.
.
از طرف انجمن بیکاران اس ام اس باز ایران.

  

ضمن تبریک سال جدید باید خدمت شما عرض کنم که

بنده امسال قصد ازدواج ندارم ، لطفا سبزه ها را

به نیت یکی دیگه گره بزنید !

  

سلام میشه ازت خواهش کنم سال تحویل بیای خونمون ؟

آخه سبزه خوشگل تر از تو پیدا نکردم !

 

اگه جای عمو نوروز بودی چی واسم کادو میآوردی !؟ 

  

پیام نوروز این است.دوست داشته باشید و زندگی کنید.زمان همیشه از ان شما نیست.
پس دوستت دارم بهترینم نوروز مبارک

  



ارسال توسط درنا
 
تاريخ : شنبه بیست و هفتم اسفند 1390

درود بر همگی....

بچه ها من فردا دارم میرم شیراز...و تا 13 هم اون جام...اما این وب به روز میشه...وقتی برگشتم کلی عکس از اونجا میذارم....دلم براتون تنگ میشه...

پس خدانگهدار و جشن نوروز یادتون نره.



ارسال توسط درنا

درود به همگی،خوبین؟؟نمیخوام زیاد حرف بزنم (سخن بگم)پس زود میریم سراغ نوشته امروز:

نخست میدونستین 14% واژه هایی که ما در سخن های روزمرمون استفاده میکنیم عربیه؟؟و میدونستی در نوشته های ادبی و رسمی بین 24% تا 40% هست؟؟

خوب امروز میخوام چندتا از واژه هایی رو که از پارسی وارد عربی شدن رو بهتون معرفی کنم(تنها چندتا گرچه بسیار بیشتر بود)...اگر هم مدرک میخواین منبع رو مینویسم تا مطمئن بشین.

۱.برزخ ۲.برهان ۳.تنور ۴.جزیه ۵.جناح ۶.درهم ۷.دین ۸.رزق ۹.روضه۱۰.زبانبه۱۱.زرابی۱۲.زنجبیل ۱۳.زور۱۴.سجیل۱۵.سراج۱۶.سرادق۱۷.سوق۱۸.نسخه۱۹.مائده۲۰.وزیر

منبع

زیر شاخه های زبان پارسی:

پارسی باستان

واژه پاپک به خط میخی پارسی باستان

پارسی میانه (پهلوی)

پرونده:Papak.png

واژه پاپک (شکل پارسی میانه بابک) به خط پهلوی.

فارسی نو

درصد واژه های عربی در  پارسی بین زمان های پارسی میانه و پارسی نو!

تحقیقات و بررسی‌ها نشان می‌دهد که به‌طور کل، درصد واژه‌های عربی که در آثار شاعران اولیه زبان فارسی به‌کار رفته در حدود ۱۰ درصد از واژگان آن‌ها است، برای نمونه سروده‌های رودکی حاوی حدود هشت تا نه درصد واژه عربی است. درصد واژه‌های عربی در شاهنامه فردوسی حدود دو درصد محاسبه شده‌است.

در سدهٔ چهارم هجری (سده دهم میلادی) درصد وام‌واژه‌های عربی در فارسی نوشتاری به ۳۰ درصد رسید و این میزان در سدهٔ ششم هجری (دوازدهم میلادی) به حدود پنجاه درصد هم رسید.

درصد وام‌ واژه‌های عربی در فارسی، امروزه بسته به حوزه و گونهٔ متن تفاوت‌هایی دارد. میانگین درصد کاربرد واژه‌های عربی در فارسی امروزی گفتاری و نوشتاری را حدود ۱۴ درصد برآورد کرده‌اند و در در نوشته های ادبی و رسمی بین 24% تا 40% است.

هدف من از گذاشتن این نوشته این بود که به ایرانی ها بگم فکر نکین که زبانی که دارین صحبت میکنین برگرفته از زبان عربیه...زبان ما ریشه کهنی داره که باید بهش افتخار کنیم و اون رو پاس بداریم

پس تلاش کنین که پارسی سخن بگین و واژه های عربی و انگلیسی رو از واژه های گفتاریتون پاک کنین تا همیشه بتونیم زبان پارسی رو زنده نگهداریم

بسی رنج بردم در این سال سی

 عجم زنده کردم بدین پارسی

                                           فردوسی



ارسال توسط درنا
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390
دیدگاهتون در مورد این آهنگ چیه؟؟برای روز های نوروز خوبه؟؟
دیدگاهتون رو در بخش دیدگاه های نوشته گذشته بنویسین.



ارسال توسط درنا
 
تاريخ : سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390

 آتش چهارشنبه سوری

از قدیم الایام تا آن جا كه تاریخ نشان می دهد، بشر برای آتش اهمیت خاصی قایل بوده و پیشرفت قسمت مهمی از زندگی خود را مدیون وجود این عنصر مفید دانسته است. آتش اما در نظر ایرانیان مظهر روشنی ، پاكی، طراوت، سازندگی، سلامت و تندرستی است. بیماری ها، زشتی ها ، بدی ها و همه آفات در عرصه تاریكی و ظلمت جای دارند و به همین علت اهریمن مظهر تیرگی و جایگاه او تاریكی است. افروختن آتش به طور كنایه راه یافتن روشنی معرفت در دل و روح است كه آثار اهریمنی و نامباركی را از بین می برد. یك رشته جشن های آریایی با جشن های آتش است كه با همان منظور ، در آن آتش می افروزند. جشن هایی مانند جشن های سده ، آذرگان، شهریورگان ، جشن «گجرسی» در تركیه.

معنای سوری

واژه سوری فارسی، در پهلوی به گونه سوریك(Surik) صفت است. چون سور (Sur) به معنی سرخ و ایك (Ik) پسوند صفت می باشد به معنی سرخ و سرخ رنگ است چنانچه گل سوری به معنی گل سرخ است. به این جشن از آن جهت سوری گفته اند كه عنصر اصلی مراسم آن، افروختن آتش سرخ بوده است.البته « سور » به چم (معنی) « ميهماني » هم در فارسي به كار رفته است. بر پا داشتن آتش در اين روز نيز گونه ای گرم كردن جهان و زودودن سرما و پژمردگي و بدي از تن بوده است .

آداب و رسوم چهارشنبه سوری

بوته افروزي ، آب پاشي و آب بازي ، فالگوش نشيني ، قاشق زني ، كوزه شكني ، فال كوزه ، آش چهارشنبه سوري ، آجيل مشگل گشا ، شال اندازي ، شير سنگی، ( توپ مرواريد ) و … از آداب و رسوم این شب به شمار می رفته است که اکنون ما حتی شاید نام خیلی از آنها را هم نشنیده ایم.

    زردي من از تو ، سرخي تو از من      غم برو شادي بيا ، نكبت برو روزي بيا

منبع



ارسال توسط درنا
 
تاريخ : سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390

غضنفر زنگ میزنه به ۱۱۸ و می پرسه :
امسال چارشنبه سوری چند شنبه میافته ؟!

با یاد سرخی گونه هات..
درخشش چشمات
..
گرمی دستات..
داغی عشقت..

از رو آتیش میپرم
دوستت دارم آتیش پاره چهارشنبه سوری مبارک.

 

تام کروز ، نیکلاس کیج ، جنیفر لوپز ، رابرت دنیرو ، یانی ، دیووید کاپرفیلد ، آنتونی رابیز ، خود من و بقیه ی ستارگان جهان ازت خواهش میکنیم چهارشنبه سوری مواظب خودت باشی.

 

چهار شنبه سوریه نیا پایین می سوزی
.
.
.
چیه؟ توقع داشتی اینجا آتیش باشه بسوزی؟؟

 

چهار شنبه سوری روز ملی مبارزه با آرامش اعصاب بر شما ترقه بازان گرامی مبارک باد
.
ستاد روانی شدگان چهار شنبه آخر سال



ارسال توسط درنا
 
تاريخ : شنبه بیستم اسفند 1390
تو دوران مدرسه هفته آخر عيد كه ميشد همه قول وقسم مي خورديم جمعا نيايم مدرسه!
 
 فردا كه ميشد همه اومده بودن ببينن كي نيومده.
 
يعني عاشق اون اتحادمون بودم !!!

سر کلاس زبان خارجه استاد از رفیقم چیزی پرسیده که باید به انگلیسی جوابشو میداده.
 
چند ثانیه طول کشید واون همون طور که داشت فکر می‌کرد با خنده گفت :
 
....loading, please wait


تا حالا دقت کردین:

پسرا 10 دقیقه آماده میشن 4 ساعت میرن بیرون

دخترا 4 ساعت آماده میشن 10 دقیقه میرن بیرون..!!

تو ترافیک گیر کرده بودیم که یه BMW 530 اومد بغلمون,

به بابام گفتم بابا یه دونه از این بی ام و ها بگیر،
 
بابام گفت ماشین ماشینه دیگه چه فرقی داره..؟
 
ببین الان هم ما تو ترافیک گیر کردیم هم این یارو....!!

یعنی خداوکیلی تا حالا اینجوری قانع نشده بودم...
اقایون حواسشون باشه......

اگه به یک دختر بگی وااااای چقدر خوشگل شدی امشب، ممکنه برای چند دقیقه یادش بمونه.
اما اگه بهش بگی چقدر زشت شدی، تا روزی که زندس یادش نمیره..





ارسال توسط درنا

پیج رنک

آرایش